اون موقعی کِ جیمز اومد رئال من انقد
ذوق زده بودم کِ فیلم قردادُ ورود بِ باشگاهم
دانلود کردم!
مسلمن الان دیگه خیلی چیز مهمی نیس..
ولی من ناراحتم:|
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان

اصن تو این مدت کلِ کآئنات این شعآرِ "بیشتر کمتر بنویس" ــُـ
با پوزیشنآیِ مختلفی تو سر من کوبیدن..
+دستِشونم درد نکنه:)
[۲۶/اسفند]
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان

اول اینکه دو تا وبلاگ داشتن خیلی خوبه!
به اضافه،با شرایطی کِ تو این ۴-۵ روز برا خودم ایجاد کردم،
کتاب خوندنُ فیلم دیدن بهتر از هر چیزی میتونه حواسمُ پرت کنه.
ترجیح میدم فعلن بِ هیچی غیر از خودم فک نکنم..
+من دنبالِ یکی میگردم قوی تر از خودم..نه سست تر!
+راسیتش حوصله فک کردن بِ بعضی مسائلُ ندارم..
ترجیح میدم احمق فرض شم:))
عکس:بی ربطه،مالِ اون روزیِ کِ رفتم تجریش.
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان

بعضی موقع ها خودمُ از همه چی کنآر میکشم..
شاید یِ روز،دو روز..یِ هفته!
+اما زندگی بعدش یکم راحت تر میشه..
+میخوآم بیشتر بِ اعصآبم برسم.
[۲/فروردین/۹۶ّ]
|ق.ظ ۶:۱۳ |
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
من سعی نمیکنم چیزیُ تحمل کنم؛
یا از بین میبرمش،یا قیدشُ میزنم.
+خودم خیلی راضی نیستم..
ولی بِ نظرم زمانش رسیده کِ برا یِ مدت ننویسم..
نه اونجا نه اینجا..
+من عادت بِ مقدمه چینی نداشتم!
+خدافظ:))
[۲/فروردین/۹۵]
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
فامیلِ رو اعصاب نخوآستم:|
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
چقد آباد کردم اینجاها رو:|
تو اولین فرصت سرُ سامون میدم..
نچ نچ نچ!
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
الکی مثلن من نفهمیدم کِ اون،
اون چیزَرو فهمید:|
+اینایی کِ کآمنت میذآرن آدرس نمیذارن
یِ جورین کِ آدم فک میکنه فک میکنن اگه آدرسِشونُ
بذارن من میرم میخورمشون:/
پیاس:معذرت کِ انقد اینجوری شد این پست:|
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان
وقتی هستی ولی سعی میکنی ادای نبودن
در بیاری:))
برچسب:
نویسنده: یونا کاظمیان